تبليغاتX
namajafari
شنبه دهم بهمن 1388
میخی که به بدن ادبیات ایران کوبیده شد
میخی که به بدن ادبیات ایران کوبیده شد رضا براهنی بود

این فقط یک یادداشت کوتاه است در نزدیک شدن به دورها...در این شرایط که به ناکجاآباد می رویم.داریم میرویم ،می رویم به نزدیک شدن به اشکال سبز به خون ها سبز جوان به بوی گلوله که کله ام را می پوکاند تا به سفری با برگشت برگردم .قرار بود این نامه ویژه را در روز تولد رضا براهنی آوریم در یا برسانیم به انتشار در الواح شیشه ای ..اما صفحه هایی که در این چند روز زمین را تبعید می کردند به ایران به ماندگاری ایران..نگذاشت ..تاامروز که شما دارید ،دارید همین حالا.نامه ویژه میخی در ادبیات ایران به نام ،نام رضا ،نام خانوادگی براهنی،را می خوانید.

                      اگر رضا براهنی نبود شاید ادبیات ایران خیلی کم داشت
+ ناماجعفری
شنبه دهم بهمن 1388
نمک ها ی که دیوانه می کنندزخم را

نمک ها ی که دیوانه می کنندزخم را

ازنامه رضا حیرانی به ناما جعفری در مورد رویایی و اسلامپور و حجم و و و و و و...

قسمتی از نامه رضا

نامای عزیز م به نظرم باید جمله ی حجمی ترین شاعر شعر حجم را با تاملی بیشتری خواند. به اعتقاد من بزرگانی چون رویایی و اسلامپور در سطحی قرار دارند که نمی توان به راحتی حکم به برتری یکی بر دیگری داد. بخصوص وقتی معیاری به نام حجمی ترین بیاوریم. اینکه نوشتی حتی از خود رویایی این سوال را ایجاد می کند که چه ترازویی برای اندازه گیری اش دست گرفتیم. حیف است این نوشته وارد بازی یکی علیه دیگری شود. بخصوص که میدانم تو هم مثل من معتقدی چه رویایی و چه اسلامپور گنجینه های شعری فارسی هستند.


قسمتی از نامه ناما جعفری

رضا سوال فوق العاده يي است. اما، مرز خيلي خطرناکي است. آرنولد شونبرگ و بيشتر موسيقيداناني که ديدگاه علمي شان را ادامه مي دهند، به يکباره اثرشان بي روح و خاکستري مي شود. زياد به دنبال علم رفتن سبب مي شود هنر از آن چاشني و نمک ديوانگي ها عاري شود. براي مثال به آخرين کارهاي «پيکاسو» يا «ميرو» که به غايت کودکانه است، اشاره مي کنم. دنياي علم، دنياي نامتناهي و سرگرداني در فضايي پر از پارامترهاي ناشناخته است. هيچ وقت کشفيات علمي به پايان نمي رسند و ما هيچ وقت به کشف تمام رازهاي جهان غالب نخواهيم شد. شایدیادت بیاد زمانی که رونمایی ازکتاب برگردان دکتر رویایی به فرانسه بودمن شاید خوشحال تراز خودرویایی هم بودم وچقدراین جمله برایت دلچسب بود که می گفتم :رویایی کسي است که به جوهر انرژي وارد می کندوهنوز هم این را درذهنم دارم، من سعي کردم همين فکرم را راجع به رویایی دنبال کنم. حالا این نوشته ی که به اسلامپور می رسد..شاید گفتاردیگری بود درذهن من . مي خواستی تا بي نهايت ادامه بدهم که به رنگ حجم منتهي شوم. از يک بي نهايت محدود به يک بي نهايت نامحدود. خب مي دانيد حجمی شدن یا هرمانی فست دیگرشعری وهنری، نماد سوختن است. ققنوس با سوختن جان دوباره مي گيرد. اما همان طور که گفتم در آن صورت اثر هنري ديگر از آن ويژگي خود عاري مي شود. اينشتين در يادداشت هايش جست وجوهاي خيلي زياد خودش را به يک سرگرداني و بي نتيجگي مطلق تعبير مي کند و از کاري که مي کند خيلي خوشحال نيست. از سوي ديگر والاترين و زيباترين نقاشي ها، خط نوشته ها، نگاره ها و معماري که شما در اهرام اقوام مايا يا اهرام مصر مي بينيد، فلسفه، مذهب يا يک ايدئولوژي بهانه به وجود آمدن آنها بوده است. البته وقتي تم و انگيزه يي براي کنجکاوي هاي شعری وجود داشته باشد او تا جايي مي رود که آن را به انتها برساند و نتيجه اش را ببيند. مثلاً شعر هاي فيگوراتيو و کلاسيک «پازولینی شاعرایتالیایی» درجه يک است. زماني مي رسد که به خاطر جدا شدن از سرزمين مادري مي بيند، تنها فرم و فيگورشعری پاسخگويش نيست.من اعتقاددارم هرچقدر شعررویایی به فرم وفیگور می رسد ،بوي رنگ های شعرو حس مي رود و از آنجا آثارش تمام می شود

+ ناماجعفری
شنبه دوم آبان 1388
چه کسی ناما جعفری کشت


وقتی همه جا مرگ است ،نمی ترسم


+ ناماجعفری
شنبه هفتم شهریور 1388
وقتی آزادی به شکل معشوقه ام شیک پوش می شود.

 آزادی به شکل معشوقه ام شیک پوش می شود.


بگذاریدازهمین ابتدا خیالتان را راحت کنم که تعریف آزادی در ایران با هیچ جای دنیا قابل مقایسه نیست،گاهی به اندازه یک کف دست هم نمی باشد.شاید عادت کردیم بین خودمان و دیگران مرتب دیواربکشیم،اوضاع بدجوری به هم ریخته!هیچ کس خط دیگری رانمی پذیرد.کسانی که اخبار چند ماه گذشته را پیگیری می کنند این راخوب می دانند.اما اندیشه باهرابزاری ، بیان وتبیین شودو به هرلباسی درآید،درنهایت اندیشه است.اندیشه در همه چیزرسوب می کند.آن را از ریخت می اندازد و باز به آن شکل می دهدتا بتواند در دسترس عموم قرارگیرد،برای آزادی اندیشه فرق نمی کند دست روی کدام حرکت یا پدیده می گذارد، حرکت سبز یا اصلاح طلبی ،چرا که برایش در دسترس بودن مهم تراست. وقتی پای آزادی به میان می آید،دیگر خسارت ها در سایه قرار می گیرند.شیک پوشی به شکل معشوقه ام. 

هفت روز برگشت از اوین بند209



ادامه‌‌ی مطلب
+ ناماجعفری
پنجشنبه یازدهم تیر 1388
برای ندا آقا سلطان

شمع سبزش را باد خاموش کرد


یکی از مهمترین ارکان دموکراسی و جامعه آزاد چند صدایی بودن جامعه و تنوع افکار و اندیشه های مختلف است. متاسفانه این در مورد اکثر ما ایرانیان شایع است که وقتی به چیزی یا کسی اعتقادداریم باید دیگر همه عالم و دنیا از ابتدا تا انتها مانند ما بیندیشند. این همان نماد جامعه استبداد زده است که ما بعنوان یک مستبد بالقوه آن را در خود می پروریم و به محض آنکه به قدرت رسیدیم همه را جز خودمان تارو مار می کنیم. اینجا و آنجا می بینم کسانی را که به کسی یا مرامی اعتقاد دارند و به محض آنکه سخنی در مخالفت یا نقد محبوبشان می شنوند انواع و اقسام فحش ها و ناسزاها و برچسب هاست که سرازیر می شود. حتی نمی دانند این کسی که این مطلب را می نویسد در کجای دنیا با چه شرایطی دارد روزگار می گذراند بلافاصله رگ گردنشان بیرون می زند و فحاشی می کنند.


اینجا بیشتربخوانید


ترانه شاهین نجفی برای ندا آقا سلطان را از اینجا دانلود کنید


ادامه‌‌ی مطلب
+ ناماجعفری