بگذاریدازهمین ابتدا خیالتان را راحت کنم که تعریف آزادی در ایران با هیچ جای دنیا قابل مقایسه نیست،گاهی به اندازه یک کف دست هم نمی باشد.شاید عادت کردیم بین خودمان و دیگران مرتب دیواربکشیم،اوضاع بدجوری به هم ریخته!هیچ کس خط دیگری رانمی پذیرد.کسانی که اخبار چند ماه گذشته را پیگیری می کنند این راخوب می دانند.اما اندیشه باهرابزاری ، بیان وتبیین شودو به هرلباسی درآید،درنهایت اندیشه است.اندیشه در همه چیزرسوب می کند.آن را از ریخت می اندازد و باز به آن شکل می دهدتا بتواند در دسترس عموم قرارگیرد،برای آزادی اندیشه فرق نمی کند دست روی کدام حرکت یا پدیده می گذارد، حرکت سبز یا اصلاح طلبی ،چرا که برایش در دسترس بودن مهم تراست. وقتی پای آزادی به میان می آید،دیگر خسارت ها در سایه قرار می گیرند.شیک پوشی به شکل معشوقه ام.
یکی
از مهمترین ارکان دموکراسی و جامعه آزاد چند صدایی بودن جامعه و تنوع افکار و اندیشه های مختلف است. متاسفانه این در مورد
اکثر ما ایرانیان شایع است که
وقتی به چیزی یا کسی اعتقادداریم باید دیگر همه عالم و دنیا از ابتدا تا انتها مانند ما بیندیشند. این همان نماد جامعه استبداد زده است که ما بعنوان یک مستبد بالقوه آن را در خود می
پروریم و به محض آنکه به قدرت
رسیدیم همه را جز خودمان تارو مار می کنیم. اینجا و آنجا می بینم کسانی را که به کسی یا مرامی اعتقاد دارند و به محض
آنکه سخنی در مخالفت یا نقد
محبوبشان می شنوند انواع و اقسام فحش ها و ناسزاها و برچسب هاست که سرازیر می شود. حتی نمی دانند این کسی که این مطلب را
می نویسد در کجای دنیا با چه
شرایطی دارد روزگار می گذراند بلافاصله رگ گردنشان بیرون می زند و فحاشی می کنند.
بیا قدم بزنیم تابستان را،یک تابستان اینترنتی ، یک وب گردی همراه با هم می
چسبد!
حرف شصت وهفتم
روبه روی مانیتوری نشسته ام که داردخبرمی دهد: مشترک
گرامی دست رسی به این سایت امکان پذیرنمی باشد. برابرقوانین
جمهوری اسلامی ایران ودستورمقامات قضایی دسترسی به این سایت مجازنمی باشد.
تااین لحظه که دارم این پست رامی نویسم درتمام مناطق ایران سایت سه پنج (صدای مستقل ادبیات ایران) فیلتراست.
حرف نود
زمانی که شروع کردیم به راانداختن سه پنج همان اول مشخص بودکه می خواهیم
بزنیم حرف تازه وباشیم تازه تر، این را هم ثابت کردیم، 6ماه است که این راکوبید یم
درون کله ای خودمان که بایدمتفاوت باشیم ومثل خیلی ها سیب زمینی نباشیم.
حافظه شعری را راانداختیم ..کاری به بکری
تمام این سایت ها ادبی که تا همین الان دارند
می نویسندوبه قول بزرگ ترانه نوین ایران بوی سبزی
وگوجه فرنگی لهیده می دهند... ..کاری کردیم که فراموش شدن را برای آیند به
گفتگوی می کشاند و..بیژن الهی...پرویزاسلامپور...بهرام اردبیلی...محمودشجاعی ...سوگلی این
حافظه بودن...حالا خیلی ها دوست دارند پرونده بسازند..بسازید
که ساخت شوید با دیگران....
اولین تلویزیون
اینترنتی ادبیات ایران را را ضبط وپخش می کردیم...برنامه های که درچشم خیلی ها
سیخ می زد..نمی دانید وقتی که برنامه لنگرود را
کارکردیم چه قدر فحاشی شنیدیم علی
جان...شب که من ورضا با هم بودیم وبه تو زنگ زدم وتو درلندن خودت لنگرشعرهایت
را انداخته بودی می خواستم خیلی حرف بزنیم ازبغص های که روی صورتم ترکیده بود...ازآلمان..ازفرانسه..ازکانادا..ازهمین
ایران دربه درخودمان آف می گذاشتن...فحاشی می کردند..که این آدم حقش نیست...اما
همیشه گفته ام وروی حرف هایم هم هستم..که علی
عبدالرضایی شاعرفوق سوپرمدرن این دهه های شعری ماست...
جنجالی بود مهردادوقتی با
هم رفتیم هواخوری باتلویزیون سه پنج 1800دانلودمستقیم
تا همین لحظه ازاین برنامه ( که شاید کمی ازلحاظ فنی اگرمشکل نداشتیم ..شاید..)
بعدازصحبت های که راجع به پیاده کردن متن آن مصاحبه داشتیم ...پیاده شد روی صحفه
با..لنگ های که دراز می شود ..ببخشیدمهردادفلاح
عزیر اگرپرهایمان راچیدن ..اما مهردادجان..منتظرکلاغ های سپنج باش ..برمی گردیم....
برنامه شعرخوانی شاعران ایرانی درفرانسه راهم زمان هم درتلویزیون کارکردیم هم
فرستادیم یوتیوب
باین ها بود که نشریه الکترونیکی سه پنج را ادامه دادیم ..
هرشماره یک لوگوخاص خودش
هرشماره پی دی اف شماره قبلی
هرشماره هزارکوفت وزهرماروفحاشی های جورواجور
چه شعرهای که رضاحیرانی
درباجه ی شعریش انتخاب می کرد،چه شعرهای که منتشرنمی کرد..رضا حیرانی خودش هست
چرایش راازخودش بپرسید...
چه داستانی های که پژک صفری درباجه
ی داستانیش منتشرمی کرد..وچه حرکتی بود وقتی می خواست جشنی را..اندازی کندازداستان
های کوتاه..ازچه کسانی که اگرنامشان را ببرم شوکه می شوی وکف
می کنی..
مثل تا این لحظه که کف زده ایی ..
چه ترجمه هایی که ...
چه گپی باگفت هایی که
چه کتابی هایی که درکیوسک کتاب معرفی نکرد..
چه بلاگ های که
چه کارتبال های که
چه کاغذمچاله هایی که...
می دانم توگوش ت خیلی پراست ازاین حرف ها...وککت نمی گزد...امالطفا به عکس بالا
نگاه کن ..ما بچه هایی هستیم به این شکل ..که داریم به شما نگاه می کنیم ..شما هم
به چشم های ما نگاه کنید...