سلام مخاطبان عزيز.....
نمي دانم اين مطلبي را كه مي چسبانم اينجا/ تكراري باشدبراي ذهن شمايا نباشد....
اما بايد بنويسم تا فكرنكنيد خودم را دست بادها داده ام ..نمي خواهم به اين زودي ها هم
ازخيال ناز شما بروم بيرون ....
اول ازنمايشگاه امسال مي گويم ......
امسال نمايشگاه خوب بود ...يعني نه خوب خوب ...يك خوب
متوسط .....قرارگذاشته بودم كه امسال نمايشگاه را بي خيال شوم اما باز نشد كه نشد

{اونجا چه خبربود مادرجون .....ما نتو هاي كوتاه خبرازتغير توت فرنگي ها نميدادند.....!!!}
ومن ما نده بودم كه جواب چه چيزي را بدهم جواب چشمهايم را يا فكرهاي نخواندهم را 

به اندازه تمام سال هاي بعد/ داستان و رمان و داستان كوتاه و ميني مال و داستا نك و
منيرو رواني پور..ابوتراب خسروي ...ماركز...ساراماگو...حسين سناپور ...
آلبرت كامو...وووووووووووووووووووووووو خريده ام......................................................................000
امسال قرار را با خودم گذاشتم كتاب هاي كه خوانده بودم را به كتاب خانه ام بياورم وجشن عروسي برايشان برپا كنم ....كه همين شكل هم شد ...
خيلي ها را بعدازسال ها ديدم 



ازفرياد شيري گرفته تا مهين خديوي از بابك تختي گرفته تا منيرو رواني پورووووو.................
خيلي ها اما نارحت ...{پيكر فرهادعزيز/ ببخشيد كه مي نويسم ببخشيد كه ديدار را مثل هميشه فراموش كرده ام اما باوركنيد هميشه دوستتان دارم نه اينكه وقتي تنها هستم بياد آغوش بازت درپشت بام هاي بهشت مي افتم/ نه !
اين تنهاي آوي توست درشب هاي من...... ................................................0000.
بگذريم/ اين حرف هاي رمانتيك به ما نيامده ...
خلاصه اين صورت بدبخت فداي ماچ هاي پي درپي 

شان........................................0000
دوم اينكه...................
امسال مي خواهم تمام كارهاي عقب افتاده ام را انجام بدهم ...تمامي چيزهاي سربسته ام را بازكنم...
{پسرمسخره پيكاسو هستم /من را به جاي نمي آوريد خانم محترم {م /اسم اول شخص مخاطب من بودمجموعه شعرها ...
{ هنگامه كه ناله مي دهد اين ساز... نقدوبررسي موسيقي فيلم درايران.......
{ ازك لاغ ها تا زن ض ليل....پژوهشي در شعر بومي ........
{ جن هاي دريا ....نگاه شاعران جنوب به شاعران جنوب......
اين ها را گذاشته ام اينجا تا بعضي ها فكرهاي خودشان را جمع وضرب بزنندكه نكند ....واه واه طرف لاك پشت شده ...نه عزيزان من ...به گله شما گرگ زده......!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!





سوم اينكه............................
نه دست هاي من بعضي وقت ها حال دارد روي كيبورت انگشت هاي نازش را به ورزش ببرد نه دل وازاينجورحرف ها دارم كه ذهنم را مجبوربه نوشتن كنم ...؟؟
خلاصه وقتي مي نويسي....
./ چاي ...كتاب ..سيگار وووخيلي چيزهاي ديگريادم مي افتد كه نكند نياز هرروزهم باشند ديدنشان...مي خواستم اين هارا گفته باشما تا ازلب هاي شما
مخاطب گرامي وسوسه درآمدن حرف هاي ناگفته نيازي به گفتن نداشته باشد......
.باتشكر ناما جعفري مثل ا.........++

آخر اينكه..................................
من باشم يك ماهي خسته شماباشيد ماهيگير....من دوست دارم توي دريا باشم حالا هرچقدرنفس هايم دلگيرباشندوهرازگاهي چيزي بگويدبراي نوشتن روي صحفه مانيتور ......
یک شعرمی چسبانم اینجا که .....

این انتخابات .....


