گاهی وقت ها که فکرمی کنم...البته گاهی وقت ها...می بینم آدم های بزرگ وکوچک زیادی درون کله ام، آمد ورفت داشتن...آدم های کوچک زود رفته اند تا شاید روزی برگردند وبرگرده من به تماشای ستاره ها بنشینند یا شاید بزرگ شوند ...بزرگترازبزرگ....اما آدم های بزرگ هم، زود رفته اند ...کله من یعنی ناما جعفری این قدرکوچک بود که آدم بزرگ ها درونش جا نمی گرفتن...حتما...اما به بازگشت امیدواربودم...برگشتم ..کله ام آنقدربزرگ شده بود که خیلی ها درون آن جاگرفته اند وخواهند گرفت ...احتمالا....
این نوشته ها را که می خوانی تو...دوست من ...نه ...مخاطب وبلاگ ....شایددرذهن خودت فکرکنی ...ناما جعفری بازچه چیزی نوشته ... یا می خواهد درمورد چه چیزی توضیح بدهد ...شکل گیری کلمه درذهن هرانسان به شکل گیری خیلی چیزی می انجامد ....خوب...!!!
هردونوشته را خواندی ...مخاطب ...حالا به این حرف ها گوش کن ...لطفا....
هردونوشته درستایش دوستان من است ...من به معنی دوست داشتن مخاطب احتمالی...دست نوشته های بند اول دراغلب جا ها / ازناما جعفری دیده می شود...دراغلب کتاب ها درکتابخانه های همان آدم بزرگ ها وهمان آدم کوچک ها...شاید توهم که داری این مطلب رامی خوانی همان آدم بزرگه باشی یا همان آدم کوچیکه...
یادبعضی نفرات... پس سلام مخاطب دیروز...مخاطب امروز...مخاطب فردا
کتاب پسرمسخره ی پیکاسوبه چاپ دوم رسید...بایدخوشحال باشم مثلا...وسرصدارابیندازم...نمی اندازم...چون دراندازه های نیستم که سرصدابه پاکنم...ناخواسته یا خودخواسته که بیشترخواسته هست...باید نام بعضی هارابه عنوان تشکرصمیمانه بیاورم...
ازآیخان علیزاده شروع میکنم...
آیخان لطف کردی وپسرمسخره ی پیکاسورادوباره خلق .مظاهرشهامت، همیشه داداشیست بی پایان...داداش ترازهرچه داداش...کلماتی که ازدهن تودرمی آید انژی دلچسبی می دهد به آدم...
علیرضابهنام....شاید خودشیفته باشم اما زیباترین جمله راتوگفتی...(ناما جعفری به گواه شعرهایش ناما جعفریست)....مدیا کاشیگر...شکل ها / باتوی توشکل می گیرد مثل کاشیگری که درابرشلوارپوش مایاکوفسکی به وجودآوردی...ببخش مسخره بازی پسری رادرشکل ها...فریاد هنوزشیریست درکوه های شعر...جرت می خواهدباتوصحبت کردن درپوست آرامت ..اما ، فریادشیری !!!...کوه های دالاهو منتظرفریادهای توست..؟؟؟ شاه علی مولوی ...مولوی خوانی های تو آنقدربرای ناما جعفری مدرن است که چریک بازی های تو...مریم مقدسی ...مقدس ترازدو+ کوهی ...بدون هیچ به دنیا آوردی چاپ اول را ....شروین پاشایی هنوزشیرین است ...هومن توبرای من عزیزهستی ...نه اینکه خودت عزیزی هستی ..بله توعزیزهستی ..خانه های کوچک رادیده ی که چقدرعزیزهستند ...حالا توبه اندازه ی تمام آن خانه ها عزیز...مریم جان...خانم بنفش شعرایران...بنفش ترازعمرجدا افتاده اش ...سوشیعانت وارمی بوسمتان ..امرایی ...اسدالله رامی گویم..اولین دیداربعضی آدم ها همراهست بامیخ کوب شدن روی صندلی ...چشمهای تو این رابه من گفت....سعید گل ...هرکس نداند ناما جعفری کمی هم که بداند ..حدس میزند که توچقدر سعیدطباطبایی لطف داری...توهمیشه خوشحال هستی به خاطر ...خاطرهای که درخانه ات اتفاق افتاده...عصا موسی!!! ...رضا به بغض های داستانیت ...به ظهردلگیر زمستان ...به درازکشیدن وچرت زدن های بدون هدف ..فردیت رافریدی ایست بدون ایست رضافریدی جان ..ببخش به تابلوهای نقاشی شده...اصلان پاشا سیگارهای بهمن تو...سفیدموهایت ....نفس های که به آزادی می کشی همه سفیدی کاغذها فدایت...سهراب رحیمی عزیزازکنارشرجی بودن جنوب بوسه می فرستم برایت درنامه ی که پست نشد ...حافظ موسوی به کوه های سبلان ...دلچسب ...به کوه های سبلان گیرترازگیرها ...پژک صفری عزیز...تورااین طورمی نویسم ...پژک صفری عزیز...نه اینکه بوی خون بزند..زیر...دماغم...تف کنم قرص های سر..درد...را ...هزاران هزارگل زنبق برای تخت های بیمارستان.....خیلی نوشته ام انگار...خیلی ها جاافتاده اند...انگار...خیلی خیلی ها...اما ..تو هنوز/ مانده ای...توکه فکرمی کنی مارکوپولوهستم ...آره مارکوپولوهستم اما روی موهای تو...

درهمین مورد
سایت مانی ها
سایت والس
سایت وازنا چاپ اول
سایت صحنه ها
سایت تنی لایوآف پیک
چاپ اول طرح جلد
چاپ اول پی وسی تر
پرویز اسلامپورتیلود داخلی
(این متن ادامه ندارد)