من به رنگین کمان فکرمی کردم
باران که کناراسطبل های جهان/ اسب شد /لال شدم/
پاهایم دربه در/
قرص اعصاب می خوردم وبه سلامتی قطب شمال موهایم سفید
خواب هایم پرشدبود
ازدخترانی که برای باکرگی نخل ها گریه می کردند
من به رنگین کمان فکرمی کردم /
توخودرنگین کمان بودی پخش شدروی لب های آسمان
گاهی آبی می شدی / بنفش/ پلنگ ها می پریدن ماه
من می پریدم تو/
پلنگ ها نمی رسیدند به ماه / من نمی رسیدم به تو
قطارها می گذشتند
پاکت های سیگارتمام / بهار/ تابستان / ناگهان زمستان / قهوه می نوشیدم
وبه ردتو نگاه می کردم
که کنار اسطبل های جهان باران شده بود/ اسب
فصل ها /عقربه ها زنگ زده/ قرص های اعصاب /
قطب شمال /موهای سفید/
همگی ازتو می گذشتند /
من / اما به رنگین کمان فکرمی کردم/
تو/ خودرنگین کمان بودی

لینک
|
نوشته شده درسه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت10:6 توسط ناماجعفری |
بادها تکه هایم رامی پیچاننددرکوچه ی بن بست
شایدبرای رفتن ازچندجهت کافی باشد/بادباشی/کابوسی سردرگم ازجنوب/که داردبه سمت موهای تومی وزد/بادکه باد نیست/یعنی ازروزبه نمک های دست های تو/ یعنی ازشب به پاشیدن روی زخم های من/لیموها/لاک پشت/وکلمات بی ربطی که درهوا .../شایدبرای رفتن ازچندجهت کافی باشد برعکس /عکس شوی درتوهای 12شب

لینک
|
نوشته شده درجمعه ششم مهر 1386ساعت9:28 توسط ناماجعفری |